عز الدين حسينى زنجانى

14

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

و پرهيز از آنچه كه نهى شده است . ايشان هم‌چنين مىگويد : در اين مقام ، دو نگرش وجود دارد : نگرش ظاهرى و نگرش باطنى ؛ يا نگرش ارباب معرفت . برحسب نگرش ظاهرى ، علم مقدّمه حال و عمل است ، امّا در نگرش ارباب معرفت ، قضيه برعكس مىباشد ؛ يعنى فايدهء اصلاح اعمالى چون نماز و روزه آن است كه حال ، روح و قلب آدمى به وسيلهء آن دگرگون شود ؛ و فايدهء اصلاح قلب آن است كه در ذات و صفات و افعال الهى ، روان آدمى را شناخت بيش‌تر حاصل گردد . و سپس ادامه مىدهد : فَالعلمُ بِالإلهيّات هِي الأصل فِي الإيمانِ بِاللَّهِ و رسولِهِ ، و هِي المعرفةُ الحرَّةُ الّتي لاقيدَ عَلَيها ، و لاتَعلُّقَ لَها بِغَيرِها ، و كُلّ ما عَداه عبيدٌ و خدمٌ بِالإضافةِ فَإنَّما يُراد لأجلِها . فَإذا تُقُرِّرَت هذه المقدّماتُ ، فَقَد عُلِمَ أنَّ الأصلَ فِي الإيمانِ هُو المعرفةُ بِالجَنانِ . آن‌گاه ، به دنبال اين مطالب ، فصل جديدى را با اين جملات آغاز مىكند : فَالمَذهبُ المَنصُور المُعتَضَد بِالبُرهانِ أنَّ الإيمانَ فِي عُرفِ الشَّرعِ هُو التَّصْدِيقُ بِكُلِّ ما عُلِمَ بِالضَّرُورَةِ مِن دينِ نَبيِّنا صلى الله عليه و آله . « 1 » خلاصهء كلام اين حكيم فرزانه آن است كه علم به الهيّات ، اساس ايمان به خدا و رسول است ، و همان معرفت و شناخت مطلقى است كه هيچ قيد و شرطى ندارد و همهء معارف ديگر در استخدام و مغلوب آنند ؛ زيرا همهء آنها مقدّمهء معرفت اللّه هستند و معرفت خداوند ، بِالذّات ، غايت و مقصود همهء علوم و دانش‌هاست .

--> ( 1 ) . صدرالدين شيرازى ، تفسير كبير ، ج 1 ، ص 228 - 232